فصل ۷ – آغاز کار مدعیان

 

من یُظهره الله  کیست؟ 

 

علی محمد باب درمیان عقاید مجعول خویش مدعی پیشگویی نیز بود. وی در کتاب بیان مدعی یک ظهور تازه شده بود که قرار است بین ۱۵۱۱ تا ۲۰۰۱ سال بعد از او روی دهد و این ظهور را ظهور من یظهره الله نامیده بود (۱) اما چندی پس از مرگ علی محمد باب بر سر مسئله جانشینی و من یظهره اللهی اختلاف ایجاد شد ، به طوری که بابیان به جان یکدیگر افتادند.

 

 

 

حسینعلی نوری من یظهره الله می شود!

 

hoseinali-nooriحسینعلی نوری (بهاءا…) که از مدت ها قبل سودای ادعای نبوت را در سر می پروراند، سرانجام در بهار سال ۱۲۸۰ قمری در بغداد، درست قبل از تبعید به استانبول ادعای من یظهره اللهی کرد و پس از رسیدن به استانبول این ادعا را آشکار ساخت.(۲)

 

توضیح اینکه، چنانکه قبلا نیز بدان اشاره ای رفت، زد و خوردها و تسویه حسابهای داخلی بابیان از یک سو و رفتارهای ناهنجارشان نسبت به مسلمین و بالاخص شیعیان از طرف دیگر منجر به تبعید آنها به استانبول شد و دولت عثمانی برای اینکه آنها را بهتر تحت نظر قراردهد همگی را به استانبول آورده و چهارماه در آنجا متوقف کرد.

 

 

 

آغاز کار مدعیان

 

چهار ماه پس از توقف بابیان در استانبول دولت عثمانی آنها را به شهر ادرنه فرستاد. ورود به ادرنه با ظهور ادعاهای جدید برخی زعما و نیز گروههایی از بابیان همراه شد. گروهی از بزرگان بابیه که به زعامت میرزا یحیی صبح ازل اعتقاد داشتند سوی او را گرفته و ازلی نامیده شدند.

 

گروهی دعوی من یظهره اللهی حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله را قبول کرده و بهائیت را بنیان گذاردند. تعدادی به دنبال اسدالله دیان رفتند و دیانی نام گرفتند، برخی هم دلبستگی به زرین تاج را در خود زنده  کردند و با وجودی که او در قید حیات نبود وی را به رهبری برگزیده و به قرة العینی شهره شدند (قرة العین لقبی بود که سید کاظم رشتی و علی محمد باب به زرین تاج داده بودند).

 

برخی دیگر ملامحمدعلی بارفروش ملقب شده به قدوس، مقتول در شورش قلعه طبرسی،  را اعلم دانسته و قدوسی نام گرفتند. تعدادی دیگر نیز که از کارهای رهبرانشان خسته و درمانده بودند، خود را پیرو کتاب بیان نامیدند و بیانی شدند و سرانجام دیگرانی نیز پشت پا به تمام این دستاویزها زده، خویش را تابع خواست درونی و شهود وجدانی دانسته و عیانی نام گرفتند. (۳)

 

این اختلافات آسیب شدیدی به بابیگری وارد کرد و در این میان جدایی صبح ازل و بهاء الله بیش از دیگران موثر بود. حسینعلی بهاء رسما اعلام داشت که وصایت ازل از اساس دروغ است و وی از زمان زندان تهران یعنی سال ۱۲۶۹ قمری به مقام پیامبری رسیده است!!

 

عباس افندی پسر حسینعلی بها که بعدها جانشین او در فرقه بهائیت شد می نویسد: « با ملا عبدالکریم دراین خصوص … مصلحت دیدند که افکار متوجه شخص غایبی شود و به این وسیله بهاءالله محفوظ از تعرض ناس ماند» (۴)  ، با این وجود صبح ازل  بر رای خود استوار ماند و حتی جمعی از اعضای خانواده او مانند عزیه نوری، خواهر یحیی و حسینعلی در پاسخ به عباس افندی در مورد وصایت باب ، مقاله ای به نام «تنبیه النائمین» نوشت و ادعای حسینعلی بهاء در وصایت و پیامبری را از اساس دروغ و نیرنگ خواند.

 

 

 

شروع درگیری ها

 

به این ترتیب جدال میان میرزا یحیی و حسینعلی بالا گرفت و به فحاشی و کشت و کشتار رسید. دو طرف یکدیگر را رسوا ساختند و رازهای «مگو» آشکار شد.

 

دولت عثمانی که اوضاع را بحرانی می دید میرزا یحیی صبح ازل را به قبرس، و حسینعلی نوری را به عکا در فلسطین فرستاد و برای جلوگیری از هر اقدامی تعدادی از هر گروه -۵ نفر- را در گروه دیگر به رسم نظارت و جاسوسی گمارد، اما بهاءالله که ظاهرا تحمل چنین حالتی را نداشت چند ازلی حاضر در عکا را به زودی از میان برد و به خاطر همین چندی را در زندان گذراند.

 

 

 

ادعاهای مالیخولیایی! 

 

حسینعلی نوری دعوی نبوت داشت البته او هم مانند باب این ادعاها را تا الوهیت بالا برد. اما تفاوت باب با او در این بود که حسینعلی اصولا خود را در همان ابتدای کار پیامبر می نامید و برخلاف باب، کار را از نیابت امام عصر شروع نکرد !!

 

او به مدد افکار مشوش باب توانست خود را همان به اصطلاح موعود کتاب بیان جا بزند و ضمن دعوی نبوت به نوشتن کتابهایی با محتوای مالیخولیایی که خودش ادعا داشت وحی منزل هستند، پرداخت. از جمله کارهای او جمع آوری و نابودکردن نوشته هایی بود که در نزد بابیان قرار داشت و ممکن بود بعدها تزویر و خدعه او را آشکار سازد.(۵)

 

وی فردی سیاس و حیله گر بود و توانست در عکا خود را مسلمانی جا بزند که از ایران رانده شده است.(۶) این امر سبب گردید که تا مدتها کسی رسم و ادعای آن ها را نداند.

 

فضل الله مهتدی منشی مخصوص عباس افندی و معتمد او، که بعدها از بهائیت منزجر شده به دامان اسلام پناه آورد، در خاطراتش از مسافرت به عکا و ناشناس بودن عباس افندی و بهائیان سخن می گوید (خاطرات صبحی) با وجود دعوی نبوت، بهاءالله و بعدها جانشین وی عباس افندی تا پایان عمر نماز را به جماعت در میان مسلمانان عکا اقامه می کردند. به همین سبب تا مدتها مسلمانان سایر فرقه های اهل سنت از ماهیت بهائیان بی اطلاع بودند و تنها در همین اواخر بود که حکم به ارتداد و کفر آن ها صادر نمودند(۷).

 

 

 

جانشینان بهاءالله

 

به این ترتیب فرقه بهائیت توسط حسینعلی نوری بنیانگذاری شد. وی برای خود کتابهایی ترتیب داد که مدعی بود وحی منزلند. معروفترین آثار او اقدس (به عربی) و ایقان (به فارسی) هستند. وی تا زمان مرگ در عکا بود و در روز دوم ذیقعده سال ۱۳۰۹ قمری پس از بیست شبانه روز تب، مُرد (۸) و زمام امور پس از وی به پسرش عباس افندی رسید؛ ما به اختصار به کارهای این جانشینان خواهیم پرداخت.

 

 

 

عباس افندی (عبدالبهاء)

 

به گفته بهائیان وی در ۵ جمادی الاول ۱۲۶۰ به دنیا آمد. او فرزند زن اول حسینعلی نوری به نام نوابه بود. وی هم مانند پدر القاب و عناوین غریبی را یدک می کشید. سرکار آقا، ابن الله !!! ( چون حسینعلی دعوی الوهیت داشت)، ابن البهاء از القاب او بود.(۹) عباس افندی با زیرکی خاصی خود را تنها عبدالبهاء (بنده بهاء) می نامید و می کوشید با بزرگترکردن هرچه بیشتر پدر، خود و حرکاتش را از دید مردم مخفی کند. مورخین و محققان برآنند که وی بسیار زیرکتر از پدر بود و کوشید با کمک گیری از دولتهای استعماری راه را برای گسترش عقاید مجعولش باز کند.

 

 

 abbas-afandi

 

 

 

 

پی نوشت ها:

 

۱- بیان ، علی محمد شیرازی معروف به باب ، بی تا ، بی جا ، واحد دوم ، باب هفدهم

۲- بهائیت در ایران ، سعید زاهد زاهدانی ، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، چ ۲ ، ۱۳۸۱، ص ۱۹۴

۳- همان ، ص ۱۹۵

۴- مکاتیب ، عباس افندی ، مصر ، موسسه مطبوعات امری ، ۱۳۲ بدیع ، صص ۶۷ و ۶۸

۵- بهائیت در ایران ، ص ۱۴۹ ، نقل از لوح ابن الذئب حسینعلی نوری

۶- تاریخ جامع بهائیت ، بهرام افراسیابی ،چاپ دهم ، مهرفام ۱۳۸۳ ، ص ۴۴۴

۷- بهائیت و اسرائیل پیوند فزاینده ، پویا شکیبا ، ماهنامه زمانه ، سال ششم ، شماره ۶۱ ، مهر ۱۳۸۶ ، ص ۳۵

۸- بهائیت در ایران ، ص ۱۵۰

۹- همان ، ص ۲۲۲

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print
نظرات نظرات 

......................................................................................................................................................................................................................................................


اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :