جواد نوائیان رودسری
ایران به عنوان یکی از اهداف مهم و موردنظر امپریالیسم جهانی مطرح است؛ کشوری در قلب منطقه استراتژیک خاورمیانه، با سابقه تمدنی غنی و بزرگ چندین هزار ساله، جمعیت جوان و نیرومند، منابع معدنی و نفتی بسیار غنی، اقلیم و خاک متنوع و مهم تر از همه این ها واجد یکی از مستقل ترین ساختارهای سیاسی جهان که می کوشد بدون وابستگی، راه سومی را برای آینده خویش در پیش بگیرد.بر همین اساس استعمار جهانی در طول مدت سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همواره کوشیده است تا راهی برای فروپاشی این ساختار نوین و خطر بالقوه بیابد، جنگ تحمیلی و تحریم های اقتصادی از انواع این روش هاست. اما کاری که می تواند بنیان این ساختار نیرومند را از درون با تزلزل رو به رو کند، تخریب اعتقادات و روحیه ای است که ایرانیان را به سوی استقلال سوق داده و آن ایمان و باورهای درست مردم است. مسئله تهاجم فرهنگی چیزی است که به دنبال نیل به چنین مقصودی ظاهر شده است.
ورود گرایش های متفاوت اندیشه ناهنجار غربی در ایران به عصر پهلوی باز می گردد. در قسمت های قبل با نام هایی مانند بیتل، پانک و رپ، آشنا شده اید. این تمایلات با فاصله چند سال پس از ایجاد، از طریق کسانی که به تازگی از غرب بازگشته بودند، نظیر خانواده های رفاه زده و تحصیل کردگانی که در غرب تمامی هویت خود را باخته بودند و همین طور با ابزارهای اطلاع رسانی نوین، مانند سینما وتلویزیون و خوانندگانی که می کوشیدند سبک این گروه ها را در موسیقی مورد استفاده قرار دهند، وارد ایران شد.سال های آغازین پس از انقلاب و نیز دوران جنگ تحمیلی به سبب شرایط خاص خود مانع از گسترش چنین پدیده ای در جامعه شده بود. انگاره های انقلابی هنوز با قدرت تمام فرهنگ جامعه را در اختیار داشت و جایی برای عرض اندام چنین اندیشه هایی نمی داد؛ اما متاسفانه شدت یافتن فعالیت این گروه ها، در عین بی توجهی مسئولان در دهه ۷۰ شروع شد.در آن زمان بعضا چهره هایی متفاوت با موهایی که به فرم جدیدی آرایش می شدند فضای جامعه را آزار می داد، اما با سپری شدن سال ها و درگیری جدی مسئولان در عرصه رشد و فعالیت های اقتصادی و نبود برنامه ریزی مناسب در راستای اصلاح امور فرهنگی و هنجارهای اجتماعی، وضع به شکل اسف انگیزی تغییر کرد و بالاخره در ابتدای دهه ۸۰ بود که زمزمه هایی مبنی بر ورود فرقه های شیطان پرستی به ایران به گوش رسید.
نوع جدید شیطان پرستی که در همین مجموعه مورد بررسی و نقد قرار گرفت در یک بازه ده ساله به تدریج وارد ایران شد(۱). ورود این پدیده به ایران نخستین بار با ورود موسیقی متال به جامعه ایران آغاز شد(۲). با وجود آن که موسیقی متال تنها از آن شیطان پرستان نیست، اما چنان که گفتیم گروه های شیطان پرست از این موسیقی برای القای اندیشه و تفکر خود بهترین بهره را برده اند.با فرارسیدن سال های اواخر دهه هفتاد و سهل انگاری و بی مسئولیتی عجیب وزارت ارشاد وقت در دادن مجوز انتشار به کتاب های این گروه ها و نیز انتشار آلبوم های موسیقی گروه های متالیکا، راه برای گسترش این پدیده در ایران هموار شد. به این موضوع آن قدر با دیده تسامح نگریسته شده بود که برخی از کنسرت های منتسب به این گروه ها در معتبرترین دانشگاه های کشور برگزار می شد! تقریبا مصادف با همین زمان است که اخباری مبنی بر گسترش شیطان پرستی در رسانه های کشور منتشر شد و کارشناسان نسبت به تاثیر نامطلوب این پدیده برآینده جوانان این مرز و بوم هشدار دادند.
واقعیت این است که گرایش به شیطان پرستی در ایران یکی از نازل ترین و سطحی ترین برداشت هایی محسوب می شود که در سطح جهان نسبت به این پدیده اتفاق افتاده است. در ایران به استثنای استفاده از موسیقی برای برخی اهداف مشخص و انضمام شعر هزل فارسی به آن، مابقی اطوارهای شیطان پرستی به همان شکل وارداتی باقی مانده است و کاربران آن هیچ گونه اطلاعی از دلیل و سبب کاربری نمادها ندارند. نگارنده بارها با جوانانی رو به رو شده است که آرم سر خرگوش یا همان (Play Boy ) را بر گردن آویخته بودند. بدون آن که بدانند این نشانه در غرب بیشتر مورد استفاده هم جنس بازان است! یا نشانه هایی مانند آنارشی و اس شیطانی که درباره معنای هرکدام از آن ها پیشتر توضیحاتی ارائه شد.در تمام این موارد، کاربران ایرانی آرم ها و آرایش های شیطان پرستی، عموما به یک جهل و حماقت گسترده در مورد علت کاربرد آرم ها مبتلا هستند. با این حال برخی انسان های فاسدالاخلاق نیز وجود دارند که با علم به معنای نمادها از آن بهره می برند اما تعداد این افراد بسیار کم و انگشت شمار است.نکته بسیار جالبی که در مورد کاربران نمادهای شیطان پرستی قابل ذکر است میزان معلومات و تحصیل آن هاست؛ آمارها نشان می دهند که دست کم ۹۰ درصد واردکنندگان محصولات شیطان پرستی به ایران افراد فاقد تحصیلات دانشگاهی و خانواده سالم هستند.(۳)این خود می رساند که ریشه جهل نسبت به این واقعیت از کجا ناشی می شود.حال اگر در نظر بگیریم که خود شیطان پرستی در غرب به تعبیر تیم برتون«آنارشی احمق ها!»(۴) محسوب می شود و گروهی در کشور ما بدون آن که آن را بشناسند، تنها به دلیل مسخ فرهنگی و دروازه های باز ارضاء شهوات در آن به سویش شتافته اند، وضعیت فکر و اندیشه چنین کاربرانی را در چه مرحله و حدی می توان قرارداد؟!
پی نوشت ها: ۱ -سایت فرهنگی و آموزشی تبیان، زیرجست وجوی شیطان پرستی۲ -همان۳ -همان۴ -روزنامه کیهان، ۸۸٫۱۲٫۱، نگاهی به شیطان پرستی ، گالیا توانگر
نفوذ شیطان پرستی در ایران تنها نفوذ یک پدیده و فرقه نوظهور نیست. مسئله ای که در ایران درباره شیطان پرستی مطرح است، نوع فعالیت دامنه دار و گسترده ای است که در طول چند دهه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و فروپاشاندن استقلال ملی این مرز و بوم تدارک دیده شده است. به دیگر سخن آن چه برای گردانندگان این سناریوی امنیتی مهم است، فعلا دستاوردهای مالی نیست، بلکه کسب دستاوردهای امنیتی و سیاسی در این مسیر، در اولویت نخست قرار دارد.آخرین گزارش های رسمی از فعالیت بیش از ۵۰ گروه شبه شیطان پرستی در ایران خبر می دهد. (۱)؛ حال آن که آمارهای غیررسمی این تعداد را به ۲۰۰ هم رسانده اند. (۲). این گروه ها که عموما گروه های تخدیری هستند مراکزی برای جلب جوانان به نفسانیات، از خود بیگانگی و شهواتند که با دقت خاصی برنامه ریزی شده اند. وقتی این اطلاعات را در کنار فاش شدن کمک ۸ میلیون دلاری ایالات متحده به این گروه ها می گذاریم. (۳). مطلب از یک بحران اجتماعی به یک مسئله امنیتی تبدیل خواهد شد. فعالیت این گروه ها در ایران اهداف مشخصی را دنبال می کند که ما در ادامه به اهم آن ها خواهیم پرداخت .
موضوع اعتیاد از معضلات نسبتا قدیمی جامعه ماست، اما گروه های شیطان پرستی در قالب موسیقی و … استفاده از مواد مخدر شیمیایی جدید مانند قرص های اکستازی، شیشه، کراک و مانند آن را به مخاطبان خود پیشنهاد می کنند. موادی که به مراتب کشنده تر و نابودگرتر از مواد مخدر قدیمی نظیر تریاک و حتی هروئین هستند.ورود هر انسان به عرصه استعمال چنین مخدرهایی مسیری بی بازگشت را برای او فراهم خواهد آورد. به این ترتیب مصرف کننده های مواد مخدر شیمیایی نوظهور، با تجربه یک باره این مواد ممکن است برای همیشه مشاعر خود را از دست بدهند و در بی خودی رقت انگیزی بمیرند. گروه های شیطان پرستی عموما برای القاء تفکرات بی پایه خود از مخدرها بهره می برند و می کوشند با بخشیدن سرخوشی های لحظه ای به مخاطبانشان، روح آن ها را به اصطلاح در اختیار شیطان قرار دهند. متاسفانه ترویج و توسعه این مواد امروزه بسیار گسترده تر از قبل است و خطری بزرگ، جوانان این مرز و بوم را تهدید می کند.
گفتیم که پایه های شیطان پرستی نوین و قدیمی بر ارضاء میل جنسی و شهوات، به صورتی بی حد و مرز و نامشروع استوار است. این فرضیه از قدیمی ترین اندیشه های چنین گروه هایی است و اگر به خاطر داشته باشید ریشه های آن را در اندیشه کابالیست ها نشان دادیم. یکی از موضوعاتی که در گروه های شیطان پرستی ایران تعقیب و تبلیغ می شود، همین آزادی جنسی از نوع افراطی آن است. جذابیت های جنسی براساس طبیعت هر انسانی در درون او قرار داده شده و به تدبیر خداوند برای بقای نسل در نظر گرفته شده است. اما همین موضوع قادر است در صورت عدم توجه، تمامی ذهن انسان، به ویژه در دوره نوجوانی و جوانی را اشغال کند. گروه های شیطان پرستی در تلاشند تا با نمایاندن این خصیصه خود، به جوانان در باغ سبز نشان دهند؛ دامی که ممکن است هر انسانی را به سمت خود بکشاند. به دلیل محدودیت فراوان در ایران برای راه اندازی مکان هایی جهت انجام اعمال غیراخلاقی و مستهجن، این گروه ها کوشیده اند تا با انتشار کلیپ و تصویر مرتبط با موضوع هرزگی جنسی و پورنوگرافی، مخاطبان خود را جلب کنند. محیط اینترنت فضای بسیار مناسبی برای چنین اعمالی است. تشکیل کلوپ ها، فعالیت در چت روم ها و … از اهم مکان هایی است که برای ترویج این امر- با توجه به محدودیت فعالیت در ایران- به کار گرفته می شود. با این حال هراز چند گاهی خبر برگزاری پارتی های شبانه را به بهانه یک کنسرت موسیقی متال و در حقیقت برای ترویج هرزگی جنسی شاهد هستیم که مقابله با این امر هوشیاری بیشتر خانواده ها و مسئولین امر را می طلبد.
گفتیم که شعر در موسیقی شیطان پرستی منبع فحاشی و هرزه گویی های فراوان است. فحش و ناسزا که در جامعه به عنوان یک ضد ارزش محسوب می شود. توسط این گروه ها و به عنوان نوعی هنجارشکنی اجتماعی به وفور مورد استفاده قرار می گیرد. این اشعار علاوه بر کلمات رکیک، تحریک کننده مخاطب به برخی از اعمال ضدانسانی نیز هستند. قتل، فحشا، دروغ و فریب، از جمله موارد قبیح و ضدانسانی ترویج شونده در این گونه اشعار هستند.موسیقی و شعر متالیکا در ایران، به ویژه در چند سال اخیر و با گسترش خوانندگان زیرزمینی این نوع از موسیقی، عرضه کننده چنین اشعاری در سطح بسیار گسترده است. در این اشعار که گاهی به بهانه یک طنز سیاسی منتشر می شوند، می توان صدها فحش و حرف رکیک یافت. در حقیقت این موسیقی پیش از هر چیز گسترش دهنده و مشوق شکستن هنجارهای اجتماعی است؛ اصولی که در کشور ما بسیار محکم تر و شاخص تر از سایر کشورهای جهان به چشم می آید و از سوی قاطبه مردم رعایت می شود.
پی نوشت ها: ۱ – جام جم آنلاین، ۱۳۸۷٫۶٫۲۶، به نقل از جانشین فرمانده نیروی انتظامی۲ – سایت فرهنگی موعود، خبر ۱۳۸۷٫۱۱٫۲۰ – ۳-سایت فرهنگی تبیان، جست وجو زیر نام شیطان پرستی
در قسمت های قبل؛ از خاستگاه شیطان پرستی سخن گفتیم. می دانید که اصولا شیطان پرستی راه و روشی برای پشت پا زدن به تمامی اعتقادات مذهبی است. ایده و راهی است برای درهم شکستن باورهای معنوی یک ملت.بنابر آن چه گفته شد طبیعی است که ترویج این موضوع را یکی از کارکردهای گروه های شیطان پرستی در ایران بدانیم. اما به دلایلی این گروه ها قادر نیستند وسعت عمل غرب را در ایران داشته باشند.
مهم ترین دلیلی که توانسته است از هجوم ویرانگر این پدیده در سطح گسترده ای بکاهد، ایمان مذهبی قاطبه مردم ایران است. شاید بسیاری با این کلام، دست کم در مورد اکثریت اقشار مرفه، به دیده تردید بنگرند، اما کافی است در یک مناسبت مذهبی، مانند عاشورا، گشتی در میان هیئت های مذهبی بزنید، تا شاهد جوانانی باشید که با وجود استفاده از نمادهای شیطانی در آرایش مو و زیورآلات، در مراسم مذهبی حضور فعالی دارند. واقعیت این است که جامعه ایرانی برخلاف همه تبلیغات، هنوز یک جامعه فوق العاده مذهبی است و مذهب تشیع با ساختارهای ویژه و خاصش، با گوشت و خون ایرانیان عجین شده است. به همین دلیل شیطان پرستی مدرن، نمی تواند به آسانی مرزها را بشکند و در برابر دینداری شمشیر را از رو ببندد.این است که در سال های اخیر شاهد موجی از هزلیات دینی منتشر شده از سوی این گروه ها هستیم. هزلیاتی که می کوشند تا نگاه جوانان را نسبت به دین کم رنگ تر کنند. برخی از این گروه ها که محدوده کاری خود را در جهان مجازی، برای فعالیت برگزیده اند با نوشتن مطالبی تحت عنوان، نامه به خدا و …می کوشند تا بنیان های اعتقادی جوانان را هدف قرار دهند.با این وجود، خوشبختانه قدرت چنین مانورهایی با توجه به دلایلی که ذکر شد، فعلا قوی و کارساز نیست و پدیده شیطان پرستی هنوز نتوانسته است در ایران از مرحله انتقال نمادها گذشته و به مرحله انتقال اعتقادات وارد شود و این جای بسی خوشبختی است.
نظام جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس همواره از سوی دشمنان کینه توز در معرض براندازی بوده است. خوشبینانه ترین نگاه ها این مسئله را انکار نمی کنند که بخش وسیعی از جنگ نرم دشمن که دائما درباره آن صحبت می شود، برنامه ای مدون برای فروپاشیدن مرزهای عقیدتی جامعه و به انفعال کشیدن ایرانیان، به ویژه جوانان ایرانی است. پدیده شیطان پرستی با نگاه ویژه به مقوله فساد اخلاقی، یکی از زمینه هایی است که در طرح های براندازی دشمنان قسم خورده این مرز و بوم، مورد توجه و پی گیری آنان است، اخیرا نتانیاهو نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس، صادر کردن پدیده سکس را راهی مناسب برای براندازی در ایران عنوان کرد. این موضوع علاوه بر کارکرد فوق، می تواند آبشخور مناسبی برای دستگاه خبر پراکنی غرب نیز باشد.
با آن که مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۳ طی پیامی شورای عالی انقلاب فرهنگی را ملزم به ارائه طرح و برنامه برای مبارزه در برابر عرفان های قلابی و نحله های انحرافی کرده است(۱)، اما تاثیر و ارائه طریق این نهاد در عرصه ملی، لااقل در مورد موضوع شیطان پرستی چندان واضح و کارآمد نبوده است.همه ما می دانیم که نگاه به موضوع شیطان پرستی، تنها از مجرای شناخت و معرفی نمادها و عوامل برای مبارزه با آن گرچه لازم و ضروری است، اما به هیچ وجه کافی به نظر نمی رسد. متاسفانه امروز با هجمه عظیم و پیچیده فرهنگ وارداتی غرب و به ویژه آمریکا، رو به رو هستیم که شیطان پرستی یکی از سوغات برجسته و غیرقابل چشم پوشی این هجمه می باشد. نفوذ نمادها و عناصر این فرقه در معماری، موسیقی، رسانه های گروهی و لایه های اجتماعی کشور ما بسیار نگران کننده است و کارشناسان بر آن اذعان دارند. اگرچه در کشور ما – چنان که پیشتر نیز اشاه کردیم – این پدیده در مرحله انتقال نمادها قرار دارد و هنوز موفق به انتقال اعتقادات به داخل مرزهای عقیدتی ما به شکلی گسترده نشده است؛ اما این بدان معنا نیست که با سهل انگاری و تساهل و تسامح همه چیز را در مسیر گسترش آن نادیده بگیریم و زمانی به فکر معالجه باشیم که بیماری وارد مرحله حاد و همه گیر خود شده باشد. به همین دلیل لازم است تا برنامه هایی در مسیر مبارزه جدی با این پدیده در پیش بگیریم، که در ادامه به اهم این برنامه ها به شکلی کلی اشاره خواهیم کرد.
قبلا یادآوری کردیم که کاربران ایرانی نمادهای شیطان پرستی عموما اطلاعی از معنا و مفهوم آن ندارند. از این رو آگاهی بخشی در این مسیر می تواند برای نجات بسیاری از آن ها راه گشا باشد. در این مسیر خانواده، مدرسه و رسانه ملی نقشی محوری دارند.
اما باید این نکته را نیز درک کنیم که آگاهی تنها شناساندن چند علامت و شکل و مفهوم نیست؛ بخش اعظم این آگاهی به شناخت خود و فرهنگ خودی باز می گردد. اصولا یکی از دلایل مهم گرایش جوانان ما به چنین نحله هایی خلق قهرمانانی با شمایل شیطانی در محصولات سینمایی و تصویری است که از آن سوی مرزها به فرهنگ ما تزریق می شود. شناخت فرهنگ ملی می تواند در این مسیر راهگشا باشد. در این راه تنها معرفی بوعلی و رازی و فارابی کافی نیست، بلکه باید به اسطوره های نظامی، ورزشی، هنری و ادبی نیز پرداخت و قدمت هزاران ساله آن ها را به رخ جوانان این مرز و بوم کشید تا در سایه چنین احساسی نیازمند چهره مشمئزکننده ای مانند مرلین منسون و یا هل هامر را در خود احساس نکنند و به جای دریافت خصال شیطانی آن ها با نگاه به چهره های ملی، ضمن در هم شکستن احساس خود کم بینی، روح غرور و عظمت ملی را در آن ها بیدار کنیم.
مهم ترین سببی که منجر به مقاومت فرهنگ ما در برابر گروه هایی مانند شیطان پرستی شده است، دین و هویت دینی ماست. سلاحی بران که قادر است نه تنها دفاع را تضمین کند، بلکه تدارک حمله ببیند و مرزهای عقیدتی را در نوردد. درک دین، زیبایی های آن، معرفی نو و به روز آن و در یک کلام ارائه نیازهای جوانان در قالب مذهب، وظیفه ای است که امروز بر دوش متولیان دین یعنی روحانیت سنگینی می کند. امروز زمان آن نیست تا برای مراجعه افراد و پرسش های دینی در مکانی بنشینیم و انتظار بکشیم، بلکه حرکت مجاهدانه روحانیت باید به گونه ای تنظیم گردد، که این بار این نهاد اصیل دینی، خود به سراغ نیازمندان برود و دردهای معنوی آن ها را با داروی شیرین ایمان درمان نماید. این وظیفه خطیر جدا بر دوش روحانیون و عوامل مذهبی ما سنگینی می کند.
نظام به عنوان متولی و سیاست گذار فرهنگی کشور در مبارزه با موضوع و معضل شیطان پرستی و نحله های وارداتی در خط اول مبارزه است. رسانه ملی به عنوان بخشی از دستگاه های نظام می تواند نقشی کلیدی را ایفا کند. خوشبختانه مدتی است که رسانه ملی با درک این معضل و قبول واقعیت ها اقدام به تهیه و پخش مستندهای تاثیرگذاری نظیر شوک نموده که در نوع خود تاثیری مطلوب در شناخت این پدیده در میان خانواده ها شده است. با این حال بسیاری از مسائل را به دلیل معذوریت اخلاقی نمی توان در تلویزیون نشان داد و یا در رادیو بیان کرد.
این جاست که نقش آموزش و پرورش در راهنمایی اولیاء و جوانان، آشکار می شود و همت و عزم ملی را به یاری می طلبد.
آن چه در این مجموعه بیان شد، مختصر مطالبی است که می تواند انگیزه مخاطب را در جست وجوی بیشتر مطالب و کنجکاوی در شناخت بیشتر برانگیزد. نگارنده تلاش کرده است تا مطالب را در قالب اختصار بیان کند و از بیان مطالب تکراری تا حد امکان خودداری کند. با این حال مسلما در مجموعه کاستی هایی یافته اید که بزرگواریتان در بخشش آن ها موثر خواهد بود. منتظر نظرات و پیشنهادات کارساز شما خواهیم ماند.
پی نوشت:
۱ – خبرگزاری عصر ایران، مورخه ۱۳۸۹٫۲٫۱۶
…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….